|
|
|
|
|
نام حلقه: كلام اسلامي عنوان جلسه: چيستي خدا از نگاه قرآن و برهان(گريواني) دبير حلقه: علي ناصري راد زمان: 14 / 12 / 87 ساعت 16 مکان: اتاق جلسات توضيح: ابتدا آقاي گريواني پيرامون مقاله خود توضيحاتي داده و نقاط مثبت آن را بازگو نمودند. سپس اعضاي حلقه به ارائه نظر پرداختند كه از جمله نكات زير مطرح شد:
|
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم اسفند 1387ساعت 17:18 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
عنوان جلسه : كاربرد اينترنت در پژوهش تاریخ : 21 / 12/87 زمان : 16 -30 : 14 استاد مدعو : جناب آقاي روحبخش شماره جلسه : 55 گزارش جلسه : در اين جلسه بعد از تلاوت آيات قرآن استاد سيد مهدي روحبخش در ادامه جلسه قبل توضيحاتي پيرامون نحوه جمع آوري و نشر اطلاعات و همچنين معرفي معروفترين سايتها جهت پيشينه يابي مطالعات را داده و در پايان به سئوالات اعضاء پاسخ دادند .
اهم مباحث مطرح شده : - چگونگي استفاده از ابزار چت جهت نشر اطلاعات - چگونگي استفاده صحيح از واژگان جهت جستجو در اينترنت - چگونگي دست يابي به فهرست هاي رايانه اي و فوائد آن جلسه آينده نقد و بررسي مقاله « برداشتهاي تربيتي از آراء و نظرات دانشمندان درباره عادت » توسط خانم خداپرست
|
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 17:26 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 1387/12/11 استاد مدعو: سید هادی نوری حاضرین: آقایان خاکی، حیدری، محسن قائمی نیک، یساقی، رضائی، وحید، مشهدی، موسوی در ابتدای جلسه جناب نوری تذکراتی برای بیشتر خواندن ادبیات داده و به معّرفی و بررسی چند اثر ادبی پرداختند. اثر آقای سید مهدی موسوی نژاد (در ادامهی مطلب) آقای وحید: جملات روان و ادبی بود و وزن خوبی داشت و از این نظر بیشتر به نثر ادبی میمانست. آقای یساقی: متن خاصی بود که از کار ما خارج است و شخصیتهایش برای ما پیدا نیست. آقای حیدری: عنوان نداشت. راوی از سوم شخص به اول شخص و بعد به دوم شخص تغییر میکند. مشکل زمان در زبان (ماضی، مضارع و ...) دارد. نثر ادبی است. محسن قائمی نیک: داستان، دلنوشته است. نبودن برخی عناصر داستانی بخاطر این است که نویسنده هم، درصدد نوشتن داستان نبوده است. امّا بسیار تصویرگریها و التفاتهای زیبا و ماهرانهای داشت، از این نظر میتواند کمک باشد. آقای خاکی: موضوع برای دلنوشته خوب است. آقای مشهدی: روحیات نویسنده غلبه بر داستان نویسیاش دارد. آقای موسوی: همانطور که مشاهده شد، به این اثر داستان نمیشود گفت. بسیاری از مدّعیان داستان نویسی امروز، به همین سبک مینویسند. داستان تقدیم به از مه با عشق و نفرت از سالینجر آقای مشهدی: تا آخر نخواندم ولی با داستانهای دیگرش، بیشتر ارتباط برقرار کردم. آقای خاکی: تصویرگری زیبایش در صحنههای رستوران خیلی جالب بود. نکته جالب برای من، رفتن به رستوران محل بود در حالیکه قرار به رستوران دیگر برود. زاویهی دید که تغییر میکند... آقای محسن قائمی نیک: مخالف داستنهای دیگر سالینجر، عنوان عجیبی داشت. تقدیم به از یا تقدیمی از، آیا دومی بهتر نبود؟ خواننده در پی خواندن قسمت دوم، بی صبرانه منتظر نتیجه و ادامهی قسمت اول است، ولی شخصیت راوی قسمت اوّل، در قسمت دوم پنهان است، در نهایت با شوک و آشنائی غیر منتظرانه روبرو می شود و رابطهی عشق و نفرت را در می یابد. آقای حیدری: تفاوت عمدهی این داستان با دیگر داستانهای سالینجر روای آن (از اول به سوم شخص) است. خواننده به سختی میفهمد که آن اول شخص، کجای این قسمت دوم است. فلاش بک خوب دارد. تمام جزئیاتی که در داستان آمده، حساب شده است. مثل ساعت مچی که به سرگروهبان داده می شود و اشارهی کاملی است به قسمت اوّل. .آقای یساقی: فرق این داستان با داستانهای دیگر سالینجر این است که ردّپای نویسنده پیداست (از جمله آغاز قسمت دوم). آهسته و تطویل داستان و پیش رفتن برای این خوب است که ناگهان نویسنده را در جائی وا نمینهد. تناقص و متناقض نمائی بسیار خوب است. آقای رضائی: آیا فرستادن نامه به مثابهی معجزهای است. آقای نوری: خصوصیت این داستان، یک نامه است. این داستان، خود نامهای است که به از مه قول داده بود. عشق، قسمت اوّل و نکبت، قسمت دوم است. سالینجر با نظریات فروید مشکل دارد و (که اعتراض به قول دوست دختر مرد دارد که میگوید: مشکلات مرد مربوط به دوران کودکی است.) تصویرسازی چارلز خیلی زیباست و بسیاری از این میان میتوان حرف بیرون کشید. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم اسفند 1387ساعت 18:0 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
نام حلقه: كلام اسلامي |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 7:11 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه سیزدهم اسفند 1387ساعت 17:12 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
نام حلقه: كلام اسلامي اين جلسه به لحاظ تغيير زمان جلسه به روز يكشنبه موكول شد و چون يكشنبه براي برگزاري جلسه با مشكل (ناسازگاري با زمان كاري استاد ناظر حلقه آقاي مرادي) مواجه شديم به روز چهارشنبه موكول شد. زمان برگزاري جلسه حلقه از تاريخ 30 بهمن به بعد به روزهاي چهارشنبه ساعت 1۶ تغيير كرد. |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم اسفند 1387ساعت 13:14 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 4/12/1387 استاد مدعو: سید هادی نوری حاضران: آقایان هادی یساقی- رضا وحید- رضا رضائی- سید علی حیدری- علی مشهدی- محمد علی خاکی- روح ا... قائمینیک- احمدی- کبیری داستان تاوان سخت- سید علی حیدری (در ادامه ی مطلب) آقای یساقی: به غیر از اشکال ادبی در افعال و ...، طولانی بودن جملات مخاطب را اذیت می کند - وجود لهجهی منطقهی نویسنده، کاملاً مشهود بود- نام داستان هم خوب نیست و کاملاً انتزاعی است - پردازش شخصیتها خیلی ضعیف است - صحنههای داستان مقطّع است و ارتباطی بین آنها وجود ندارد و بعلاوه در تک صحنهها نیز، ارتباط منطقی وجود ندارد! آقای وحید: این اثر حالت خاطره بود و عناصر داستان در آن یا وجود ندارد یا خوب نقش ایفا نمی کند ولی زبان داستانی نسبت به دیگر داستان های ایشان بهتر شده است. آقای کبیری: به نظر من هم زبان داستان خیلی خوب شده است - وجود لهجه نیز در سراسر داستان دیده می شود – حادثهی شب و ترس صادق در تاریکی خوب پرداخت نشده است - داستان تقریباً تک لایه بود. آقای رضائی: نام داستان به محتوا نمی خورد - راوی بی جهت عوض میشود - دیالوگها نه برای استراحت مخاطب است و نه جهت جذابیّت، بلکه پر از اطلاعاتی خسته کننده است - عدم پردازش شخصیتهای سوّم و چهارم داستان و ... – اثر، حالت خاطره بیشتر داشت. آقای مشهدی: نام داستان، محتوا را لو می دهد - لهجه نیز بیش از اثرهای قبلی آقای حیدری بود - شروع ضعیف داستان باعث شد، از سطح داستان کاسته می شود. آقای خاکی: می شد با پردازش بهتر شخصیتها و تصاویر داستان، اثری با ارزشتر ارائه داد. آقای روح ا... قائمی: وجود لهجه، اشکال تایپی، قطع بی جهت برخی جملات و نیز طولانی شدن صفات و قیود که اطلاعاتی به خواننده نمیدهد، از اشکالات است. کل داستان در چند جمله ی انتهائی است که محور داستان نیز آنجاست، بنابراین یا می شود قبل از آن را حذف کرد و یا به نوعی بایستی بین حادثهی اصلی و کل داستان ارتباط بهتری برقرار شود. آقای احمدی: من هم معتقدم محور اصلی داستان، با بقیه ی اثر همخوانی ندارد و بایستی طرح اثر کلاً عوض شود و یا از حالت خاطره ای به زبان داستانی با لوازم آن تبدیل شود - پردازش حالتهای روحی و روانی و نیز علتهای صحنه ها، منطقی بیان نشده است. اگر راوی سوّم مشخص میشد، شاید نویسنده دچار تردید بین لهجه ی افغانی و ایرانی نمیگشت. آقای نوری: نام داستان زیاد جالب نیست و انتزاعی است - راوی سوّم شخص است که بی جهت و ناگهان عوض شود - حالت تعادل داستان وجود دارد ولی بسیار سریع در نیم صفحه ی آخر داستان، حادثه اصلی صورت می پذیرد و این مقدمهی طولانی اصلاً ضرورتی ندارد. اگر بر فرض مقدمهای بیان می شود، بایستی شخصیت پردازی صورت پذیرد که مخاطب در حادثه داستان پیش ذهنیتی برای درک آن دارد - روابط غیر منطقی وجود دارد که برای حلّ آن بایستی راوی و یا طرح را عوض کرد - دیالوگها خیلی رو میباشد و فقط به مخاطب اطلاعات می دهد - زبان معیار می تواند از لهجه جلوگیری کند - در طول اثر حادثه ای خارج از انتظار مخاطب وجود ندارد و در نتیجه او را به فکر وا نمی دارد. داستان انعکاس آفتاب بر تخته های بارانداز- سالینجر (از کتاب نه داستان) آقای احمدی: این داستان برای من بسیار جالب بود. دیالوگها و زبان داستان بسیار دقیق و هنرمندانه کنار هم چیده شده است. راوی سوّم شخص در تصویر کشیدن فضا و دیالوگها با تمام بار اطلاعاتش شخصیتها را معرفی می کند. آقای روح ا... قائمینیک: نام اثر بیانگر کل مفهوم و مفاهیم موجود در درون مایهی داستان است - باز هم بچههای داستانهای سالینجر، باز هم متفاوت بودن آنها و باز هم نمایاندن بزرگترها در کودکان - تک تک جملات، صفات و صحنهها، چنان با دقت است که در عین سادگی بسیار مفاهیم عمیق و زیادی دارد. آقای خاکی: روانشناسی کامل ارتباط بین فرزند و والدین در این داستان تبلور دارد - جزئیات بسیار دقیق و به یاد ماندنی در شخصیت پردازی اثر را زنده نگه می دارد. آقای مشهدی: هر چند نام داستان توسط مترجم انتخاب شده است، امّا خوب و با مسمّی است - دیالوگها کاملاً با دقت است، هر چند طولانی بودن توصیفات، مقداری جای سوال دارد. آقای حیدری: بارزترین چیزی که در این داستان است، روانشناسی موجود در داستان است - جزیره هائی در این داستان به صحنه می آید که روابطی دقیق بین آنها ایجاد شده است. آقای رضائی: با مرد خندان که داستان قبل از اثر است در این مجموعه، تفاوتهائی است که در داستان قبل مسائل اجتماعی وجود دارد و پسربچه نیز از سطح پائینتری نسبت به این داستان است و در مسائل شخصی پردازش شده است. آقای یساقی: مهارت در بیان حالات شخصیتها چه در غالب دیالوگ و چه در غالب راوی چنان است که در عین حال اینکه رو و مستقیم بیان نشده است، با روشهای متفاوتی ارائه شده است. آقای نوری: نزدیکترین داستان به یک روز خوش برای موزماهی این داستان است و شخصیتهای داستان مرتبط سالینجر در تمام داستانهایش یکنواخت است و هیچ تناقضی با هم ندارند. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت 19:11 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
ام حلقه: كلام اسلامي
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 13:11 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 1387/11/27 استاد مدعو: سید هادی نوری حاضران: آقایان روح ا... قائمی نیک- رضا وحید- محمد علی خاکی- محسن قائمی نیک- سید علی حیدری- علی مشهدی- رضائی- هادی یساقی- مهدی کبیری- احمدی رسیده ترین سیب های سرشاخه- هادی یساقی (در ادامه ی مطلب) آقای خاکی: دیالوگها و تصویرها بسیار خوب کار شده بود. غیر منطقی بودن روحیهی تجدیدیافتهی شخصیت اصلی داستان از نواقص این داستان بود. آقای وحید: این داستان با اینکه طولانی است امّا توانسته است، خط داستان را حفظ کند. زبان داستان زیاد جالب نیست. برخی قسمتهای داستان که حالت طنز داشته به کل داستان نمی ماند. انتهای داستان و نتیجه گیری آن جالب نیست. آقای روح ا... قائمی: از خوبی های داستان، توصیف در حرکت. وجود حادثه درونی. پایان باز و رئال نبودن داستان در عین حالیکه واقعی جلوه داده شده است. آقای احمدی: هر چند سوژه ی داستان تکراری است امّا چون تاریخ مصرف ندارد خوب است. توصیفات در شخصیت پردازی و صحنه های داستان خوب صورت پذیرفته است. لحن در داستان آقای یساقی جاذبه ای کم تر دارد. تعلیق در داستان بایستی هیجان را همراه با لذت داشته باشد که در اینجا مخاطب لذّتی نمی برد. پرداختهایی وجود دارد که با مفهومهای سیر داستان بعضاً همخوانی ندارد. عدم ایجاد رابطه ی مخاطب به خاطر فاصلهی شخصیت ها و راوی. بخاطر ضعف در پردازش درون مایه ای عکس به مخاطب القاء می شود. آقای کبیری: بعضی صفتها عجیب است و قضاوتی را ایجاد می کند. آنجائی که سیبها در داستان می افتد، می توانست تمام شود. زمان خوب پرداخت نشده است. دیالوگها و توصیفات زیاد باعث خستگی خواننده می شود. آقای رضائی: در شباهت این داستان، با داستان یک روز خوش برای موز ماهی سالینجر، در دیالوگها شخصیت پردازی، و ... صورت پذیرفته است امّا ضعف این پردازش اذیت کننده بود. آقای مشهدی: نام داستان خوب بود، هر چند از بین رفتن سیبها با داستان همخوانی نداشت. توصیفات برخی قسمتهای داستان خسته کننده بود. شخصیت های پویا و حمید خوب پردازش نشده بود. شک در داستان، یادآور بزرگانی است که با آمدن شک زندگی جدیدی شروع کردهاند. آقای حیدری: رُک و صریح بیان کردن مفهوم داستان زیاد جالب نبود. شاید زاویه ی دید اگر از شخصیت حمید بیان می شد، این حس غریبانه ی راوی عوض می شد. شخصیت حمید نیز یک نوع خصومت دیده می شود. آقای محسن قائمی نیک: استفاده از طبیعت در بیان حالات شخصیتها جالب نبود. نابودی سیبهای رسیده نیز حالت شکست را القاء می کند که ظاهراً بهروز چنین حالتی ندارد. آقای نوری: اسم داستان خوب است، ولی کل است و بهتر بود سیب سرشاخه نامیده می شد. داستان خوبی است که به یک حادثه ی درونی اشاره می کند. طرح کلّی داستان مشکل اساسی دارد و روابط علّی و معلولی مراعات نشده است. شخصیت اصلی داستان بایستی حمید باشد، البته در طرحی متفاوت و شخصیت پردازی متفاوت تر. به نظر من هم داستان در میانه ی راه تمام می شود! داستان مرد خندان- سالینجر- (از مجموعه ی نه داستان) آقای محسن قائمی نیک: با نوعی متفاوت از داستان روبرو شدم و توصیفات بسیار خوب بود که مخاطب را همراه می کند. آقای حیدری: داستانی متفاوت را نیز دیدیم، که هنر داستان در داستان را به روشنی می بینیم. هر چند به خوبی پرداخت شده است، ولی برخی شخصیتهای داستان برای من مبهم بود. آقای مشهدی: تصویر کشیدن شخصیتهای داستان، چنان ملموس بود که تفاوت دیدگاههای دوران کودکی و بزرگسالی برای مخاطب محسوس است. آقای رضائی: انتقاد و ساختارشکنی دیدگاههای سالینجر در درون مایه ماهرانه کار شده است و به درون مخاطب القاء می شود. شخصیت پردازی های داستان حاوی تفاوت تصاویر کشیدن آنها را برای خواننده می گذارد. آقای یساقی: باز هم جملات طولانی مفهوم را به زیبائی مرموزی بیان کرده است. مفهوم را چنان درونی القاء می کند را هر مخاطبی می تواند درک کند. آقای کبیری: تفاوت این دو داستان، نوع نگاهی است که اشتراکش که کودکانه غیر طبیعی است، ارتباط بین آندو را واضح می کند. زاویه ی دید در پردازش منحصر به فرد است. امّا اطلاعاتی که در مورد برخی از شخصیتها داده است، چه لزومی دارد؟ آقای وحید: در این داستان بسیار عالی، کودکی را تصویر می کشد که خیلی واقعی است. اطلاعات اضافی کمک زیادی به ملموس کردن داستان می کند. آقای نوری: در داستان کوتاه که تک محور بودن از ویژگیهای آن است در اینجا، درهم شکسته شده است. تاثیر عالم رؤیا و افسانه ها، بیشتر از عالم واقع نشان داده شده است. هر دو داستان رئال است و به زیبائی کامل، شخصیتها پردازش شده است. اطلاعات در داستان های آمریکایی تفاوت می کند که راوی بدهد یا شخصیت و با این اطلاعات است که در حقیقت پردازش شخصیت صورت میگیرد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 20:2 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
نام حلقه: كلام اسلامي
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم اسفند 1387ساعت 17:14 توسط دبیر حلقه
|
|
||