|
|
|
|
|
دوشنبه 88/6/24 حاضران: آقایان رضا وحید، رضا یوسفی، هادی یساقی، علی مشهدی،سید علی حیدری، جواد اکرامی، روح الله قائمی داستان جوگیر اثرآقای روح الله قائمی (در ادامه ی مطلب) آقای اکرامی: دقت و ریزبینی در جزئات خوب بود- اشکالات ویرایشی داشت- برخی تصویر سازی ها اضافی بود- برخی عبارات پشت سر هم از روانی داستان کاسته بود. آقای حیدری: نگاه به جزئیات باعث تصویر سازی خوبی شده بود- فضا سازی ابتدای داستان ضروری به نظر نمی رسد- دیالوگ ها به صورت رسمی زیاد جالب نیست. آقای مشهدی: راوی دانای کل خوب نیست- نام داستان زیاد با اثر همخوانی ندارد- وجود لحن نمی گذارد اثر از فیلتر ترجمه رد شود. آقای یساقی: جزئیات بیان شده کمکی به داستان و پی رنگ نمی کند- اکثر قسمت ها نشان از خاطره نویسی می کند- اشکالات ویرایشی و... بیانگر عجله در نوشتن دارد- دیالوگ ها خسته کننده است. آقای وحید: بیشتر از آنچه دوستان گفتند ندارم. آقای یوسفی: نام جالبی برای داستان نیست- خاطره نویسی است- زمان ساکن است- تصویر اصلا وجود ندارد. داستان مرد اثر خوان رولفو از کتاب دشت سوزان آقای یساقی: داستان سختی بود که روایتش سخت تر و ترجمه ای بد دارد- دیالوگ ها و شخصیت پردازی مبهم روایتی از یک حادثه است که...- شخصیت های داستان علی رغم اینکه نام و نشان دقیقی ندارند، اما روحیه هایشان کاملا مشخص شده است. آقای مشهدی: ورود شخصیت ها ابهام دارد. آقای یوسفی: داستان بسیار سختی بو د که فهمش مشکل است. آقای حیدری: شکست زمان عامل اصلی ابهام و پیچیدگی در داستان است- دیالوگ ها تمام بار داستان را بر دوش دارند. آقای اکرامی: شخصیت پردازی با دیالوگ هاست و نشانه های موجود فضا سازی کرده است- تعقیب و گریز در این داستان خیلی واقعی و باور پذیر بود. آقای قائمی: شخصیت های داستان ابهام زیادی دارد تا این حد که حتما باید چند بار خوانده شود تا آنها تا حدودی واضح شوند- فضا سازی با بیان جزئیات در ابتدای اثر برای مخاطبی که خارج از فرهنگ آنجاست بسیار سودمند است تا با حال و هوای بادیه نشین مکان داستان پی ببرد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت 0:26 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
دوشنبه 88/6/16
( این جلسه با توجه به هم زمانی آن با جلسه ی شورای مدیران معاونت آموزش به این مورخه افتاد!) حاضران: آقایان سید علی حیدری، هادی یساقی، علی مشهدی، زضا وحید، روح الله قائمی، رضا یوسفی، محمد علی خاکی داستان تبلیغ اثر آقای سید علی حیدری (در ادامه ی مطلب) آقای مشهدی: نام اثر عام است و نمیتواند مناسب برای داستان باشد- اشکالات ادبی و ویرایشی دارد- اثر خطره ای است که با سوم شخص بیان شده است- سوژه ی جلبی برای داستان ندارد و دارای پی رنگ قوی نیست. آقای یساقی: اسامیی چون ماه بی بی یا شیخ الاسلام و ... میتئانست بهتر باشد- وجود لهجه در بسیاری از نقاط داستان دیده می شود- شروع داستان بهتر بود از جایی دیگر شروع شود- بعضا تصاویری بدیع و به یاد ماندنی دارد. آقای وحید: به نظر میرسد خیلی باز نویسی نشده است و این مخاطب را سر در گم می کند. آقای خاکی: با پرداخت بهتر شخصیت ها می شد اثری قوی تر ارائه کرد- شروع داستان نیز می شد از سلام شیخ شروع شود. آقای یوسفی: من هم معتقدم نام خوبی ندارد چون هیچ اثر و معنایی در داستان ندارد- پردازش مکانی و شخصیتی ندارد- پراگراف های طولانی مخاطب را خسته می کند. آقای قائمی: نام داستان، وجود لهجه وبرخی از تعابیری که نمی تواند از فیلتر ترجمه بگذرد، از نقاط ضعف این اثر است- اما وجود توصیفاتی به یاد ماندنی همچون؛ ..چاق نبود اما صورت گوشت آلودش او را تپل نشان می داد،.. جالب بود- در ایجاد اثر داستانیباید به دنبال حادثه هایی عمیق تر از این گشت. داستان در سپیده دم اثر خوان رولفو از کتاب دشت سوزان آقای حیدری: داستان از فضای خشونت آمیز آمریکای لاتین است- اوصافی بسیار زیبا قبل از شروع اصل داستان، منجر به فضا سازی اثر کرده است- ارتباط بین استبان و گاو ها خیلی زیباست و انتقال دهنده ی حال و هوای یک چوپان واقعی را دارد. آقای یساقی: توصیفات زیاد و خوبی دارد- تغییر راو یدر این داستان بسیار جالب بود- فضای ترصیم شده در داستان،کاملا تاریک است، در حالیکه نام داستان در سپیده دم است- داستانی جنایی است که حل مسئله را هم درخود ندارد- این همه گنگی داستان را می پیچاند. آقای یوسفی: در این داستان دو موضوع وجود دارد؛ گاو و گوساله اش و قتل و مقتول که بسیار زیبا در کنار هم چیده شده بود. آقای خاکی: از نقاط قوت اثر آن است که این داستان از یک سپیده دم تا سپیده دم روز بعد اتفاق افتاده است. آقای وحید: توصیفاتی که در اثر وجود دارد باعث می شود، تصویری بسیار واضح برای مخاطب ایجاد شود- بیانتصاویر نیز از نگاه استبان است.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 2:16 توسط دبیر حلقه
|
|
||