|
|
|
|
|
یکشنبه 8/ 9/88 حاضران: آقای هادی یساقی- رضا وحید- محمدعلی خاکی- سیدعلی حیدری- روح ا... قائمی نیک- مهدی کبیری داستان کلاغ زیبای من اثر آقای مهدی کبیری (در ادامه ی مطلب) آقای یساقی: ترکیبهائی که در اثر وجود دارد تصاویری موزون ایجاد کرده است. برخی جاها جملات کوتاه باعث شده است که ربط بین آنها زیاد مشخص نشود. شخصیت پردازی ها خیلی دقیق نیست و پرداخت کافی ندارد. شعر انتهائی زیاد همخوانی با داستان ندارد. آقای وحید: نام داستان با توجه به پارادوکس موجودش خوب انتخاب شده است. شروع با توصیف مقداری جالب نیست. فضای داستان تناقض هائی در سیر منطقی آنها، از جهت فضاسازی، ارتباط شخصیتها و ... وجود دارد. کوتاهی و بلندی جملات بنا بر موقعیت داستان تفاوت دارد. برخی شخصیتها ورود و خروجشان روال منطقی ندارد. من هم قائلم که این شعر برای اینجا خوب نیست. آقای خاکی: به علت آنکه فقط یک بار داستان خوانده شده است فقط نکاتی کوتاه عرض آقای حیدری: از نشانه های قوّت این اثر داستانی آن است که در مواجهه ی اوّل با اثر، کششی ایجاد شود که خواننده را تا انتها همراه می کند. نام داستان و نام شخصیتها زیبا و خوب انتخاب شده بود. فضاهای کودکانه خوب کار شده بود. آقای قائمی: در این اثر احساس شد آقای کبیری توانسته است که بر داستان و ساختار آن سوار شوند و شکل اصلی نوشتن اثر داستانی را در این اثر دیده ایم. ولی در بحث اشکالات ویرایشی مثل ... بایستی مهارتشان را بالاتر ببرند. داستان دشمن شماره یک اجتماع اثر جان بوکفسکی ( در ادامه ی مطلب) آقای وحید: داستانی جالب بود که برگردان آن نیز بسیار جالب تر بود. آقای کبیری: داستان به زبان آمریکائی بود که البته اصطلاحات خاصی داشت که نیاز به ترجمه ای روانتر برای مخاطب عامه دارد. انتهای اثر نیز همخوانی با کل داستان ندارد و یکهو تمام می شود. آقای خاکی: در این نوع ترجمه مشکلی که وجود دارد، ناآشنائی با آن محیط را می رساند. کلمات استفاده شده در این ترجمه خواننده را دچار مشکل می کند. محیط زندان برای قهرمان داستان سخت توصیف شده است تا حدّی که می خواهد در جنگ بمیرد ولی در آنجا نماند. آقای قائمی: با توجه به آنکه در امر ترجمه صرف برگرداندن مهارت زیادی را نمی طلبد امّا برگرداندن اصطلاح به اصطلاح کار کسی است که هم بر فرهنگ مترجم منه و مترجم به آشنا بوده، بتواند معادل هر کدام را به جا آورده باشد. تصویرها بسیار روشن و خوب کار شده بود. آقای حیدری: لهجه آمریکائی، لهجه ای دون سطح است که باعث می شود فرقش را با برتیش خوب بازشناسی کنیم.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 19:50 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه: 1/9/1388 حاضران: آقای مهدی کبیری، رضا رضائی، محمدعلی خاکی، محسن قائمی نیک، هادی یساقی، روح ا... قائمی نیک دو داستان خصوصیت و ماهیت- حکایتی روشنگر از فراندو سونتینو (موجود در ادامه مطلب) آقای رضائی: دو داستان کاملاً متفاوت بود. در داستان خصویت و ماهیت مرز بین واقعیتها و خیالهای افراد را به تصویر کشید. در داستان حکایتی روشنگر خیلی جالب بود که حادثه ای خارق العاده وجود ندارد. در بحث درون مایه در داستان اوّل بحث جابه جا شدن آقای کبیری: داستان اول مقداری جای فکر داشت لیکن زود تمام شد. داستان دوم حکایتی بیش نبود که نمی دانم چه منظوری را در نظر داشته است. آقای خاکی: برخی تصاویر و حرکتهای زمانی و مکانی در داستان بسیار خوب بود امّا در مورد درون مایه بایستی بیشتر تأمّل کرد تا چیزی متوجه شد. آقای محسن قائمی نیک: فارغ از تشبیهات و سیر زیبای داستان اوّل، چند وجهی بودن و زبان اثر بسیار بر سطح آن افزوده بود. داستان دوّم در ظاهری ساده تر درون مایه ای آقای روح ... قائمی نیک: هر دو اثر سادگی زبان و روانی تصاویر را همراه داشت امّا درون مایه های خوبی داشت که با چند بار خواندن بایستی به آن رسید. آنچه در این دو اثر جای دقت دارد بحث تک محوری بودن داستان کوتاه است که تمامی تصاویر و شخصیتهای پرداخت شده برای کمک به آن سوژه ی محوری است و از پراکنده گوئی کاسته شده است.
داستان بارانی از سنگ اثر آقای محمد علی خاکی (در ادمه ی مطلب) آقای کبیری: برخی تصاویر خوب بود همچون ماهیهای زشت. شروع اثر داستان بود اما در بین ناگهان صرفاً با ترجمه ی آیات مواجه می شویم و باز قسمت انتهائی روایت ادامه پیدا کرد. زبان اثر هم داستانی نیست. آقای یساقی: در داستان هیچ نیازی نیست حتماً عین آیات یا ترجمه ی آنها آورده شود و این تفسیر و تأویل به رأی نیست و چه بسا گفته اند که قصه های قرآنی تمثیلی است. نیازی نیست جنبه های مختلفی در متن آیات در یک اثر مطرح شود و در یک اثر فقط یک کلمه یا کلام از متون دینی می تواند برای ایجادش کافی باشد. جملات بعضاً به ادبیات کهن آقای رضائی: در داستان صریح و رو بودن از سطح اثر بسیار می کاهد. برگردان کردن قصرهای قرآنی را نمی توان داستان نامید. آقای محسن قائمی: دو داستان در یک داستان وجود دارد ولی اصلاً پرداخت و ارتباط بین آنها وجود ندارد. امانت داری به این نیست عین کلمات آورده شود بلکه انتقال مفهوم مهم است. آقای روح ا... قائمی: در اثر داستانی چون بایستی روابط بین عناصر از لحاظ علّت و معلولی علمیّت داشته باشد در مورد قصرهای قرآنی نمی توان چنین علتهائی را علمی اثبات کرد فلذا بهتر آن است به جای نقل قصه های قرآنی به زبان امروزی به الهام گیری از مفاهیم آن برای سوژه های اثرهای هنری استفاده کرد.
داستان مشکل اثر آقای محسن قائمی نیک (در ادامه ی مطلب) آقای خاکی: زبان اثر داستانی نیست هر چند فیلم نامه یا نمایشنامه ی خوبی بود. آقای کبیری: این اثر همه اش دیالوگ بود و تشخیص شخصیتها مقداری مشکل است. آقای رضائی: از داستان به فیلم نامه رفتن خیلی راحت نیست. هیجان در اثر غالب است و شاید نشود به آن داستان گفت. آقای یساقی: ظاهراً داستان نیست ولیکن نمایشنامه ای رادیوئی است، امّا از حیث اثر باید گفت، نامش مناسب نیست. از بعد نوع اثر هم باید گفت تاکنون اثری که صرفاً دیالوگ باشد نداشته ایم. در خط اوّل بیشترین اطلاعات داده شده است و این زیاد است. تفاوت شخصیتها می شود در قالب دیالوگ باشد امّا کار بسیار دشواری است. آقای روح ا... قائمی نیک: دیالوگ بسیار کار مشکلی است که در داستان معمولی بیشترین انرژی را از نویسنده میگیرد اما بهتر آن است نویسنده اول در داستان های معمولی مسلط شود و بعد به این نوع کارها پرداخته شود. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت 19:30 توسط دبیر حلقه
|
|
||