|
|
|
|
|
نشست ویژه حلقه ی ادب و هنر اسلامی شاخه ادبیات داستانی ادبیات داستانی پیشرو (ادبیات داستانی بعد از انقلاب اسلامی) یکشنبه 18/11/88 استاد مدعو: استاد حسین لعل بذری حاضران: آقایان سید علی حیدری، رضا وحید – محسن قائمینیک- مهدی کبیری- هادی یساقی- روح... قائمینیک اهم نکاتی مطرح شده توسط استاد لعلبذری: - هر دوره ای را نمی توان بدون نویسندههای موثر آن تعریف کرد. - تغییر و تحول ادبیات داستانی در سه دهه ی اخیر به دلیل دو حادثهی بزرگ انقلاب و جنگ شاید به اندازهی کل تاریخ ادبیات داستان ایرانی باشد. - بعد از رکود یا حتی تعطیلی فضای فرهنگ که در دههی پنجاه رخ داد، در اوایل دههی شصت فعالیتهای فرهنگی و هنری با روشهای بسیار ساده شروع شد. کتاب سوره بچههای مسجد و محسن مخملباف و حلقه های داستانی و نمایش فیلم و بعدها قیصر امین پور، در قالب شعر به این حرکتها فرهنگی پیوست. - ادبیات داستانی جزء اوّلین نشریه هائی بود که توانست خلاء فضای ادبیات داستانی کشور را در بعد از انقلاب به دلیل ترک وطن اهالی ادبیات و یا گوشهگیری آنها را تا حدّی پوشاند. البته رضا رهگذر با آمدنش نگاه قضاوتگونه را حاکم کرد که از کیفیت مجله کاست. - ادبستان مجله ای بود که بر کیفیت فضای ادبیات افزود و توانست چند داستان نویس مهم چون محمدرضا کاتب و ... پرورش دهد. - برخی داستاننویسان چون نجدی و نادر ابراهیمی تحت تاثیر شرایط اجتماعی انقلاب قرار نگرفته و روند خود را ادامه دادند. یکی از علل این تداوم عاشقانه بودن آثارشان است. - ادبیات دفاع مقدس توأم با نگاه ارزشی است که بعضاً ساختار قوی هم دارند. در این میان غیر از داستاننویسان حرفهای، برخی از رزمندگان شروع به خاطرهنویسی کردند که اطلاعات کاملی به مخاطب میدادند که فرهنگسازی گستردهای در سطح جامعهی ادبی داشت. - مرزبندیهای ایدئولوژیک باعث کاستن گستردهی کیفیت ادبیات جنگ شده است که حتی باعث شده که نتوان از جنبهی کیفیت به آثار زیادی اشاره کرد. - در ادبیات جنگ کارهای نویسندگانی چون احمد دهقان (من قاتل پسرتان هستم) و حسین مرتضائیان آبکنار (عقرب رویپله های راه آهن اندیمشک) نقطهی عطفی در زاویه دید ادبیات دفاع مقدس ایجاد کرده است. - رضا براهینی، شهرنوش پارسی پور، ابراهیم گلستان، عباس معروفی، رضا قاسمی، سودابه اشرفی و ... ادبیات مهاجرت را در بعد از انقلاب تشکیل می دهند. - ادبیات زنانه نه از آن منظر که نویسندگان زن را مدنظر داریم بلکه منظور تغییر شخصیتها و نگاههای زنانه از کتاب (من چراغها را خاموش می کنم) خانم زویا پیرزاد، شروع شد. زیبا وفی و گل ترقی از دیگر نویسندگان این فضا می باشند. - نسل جدید داستاننویس (اواسط دههی هفتاد) کارگاههای هوشنگ گلشیری نویسندگانی زبردست را به ادبیاتداستانی معرفی کرد. - 1378 تصمیم گلشیری برای جایزه ادبی البته با فوتش خانوادهاش به نام او این جایزه را راه اندازی کردند. جایزه گلشیری از سال 1380 شروع به فعالیت کرده و تاکنون در حال برگزاری است. این جایزه تا حدودی توانسته معیاری در کیفیت کتابهای داستانی اکنون ما باشد. - از دههی هشتاد به این سو، نویسندگان جوانی که ساختارهای گذشته را در ادبیات رعایت نمیکنند و نگاههای جدیدی را عرضه کردهاند به نام داستانهای آپارتمانی شکل گرفتهاند. - ادبیات اینترنتی شکل خاصی از ادبیات است که بعضاً جشنوارههائی نیز برگزار کردهاند. |
||
|
+
نوشته شده در جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 20:5 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 11/11/88 داستان خوب کادر پر می کند، اثر آقای رضا وحید ( در ادامه مطلب) حاضران: آقایان جواداکرامی- رضاوحید- علیمشهدی- روح ا...قائمینیک- محسنقائمینیک- مهدیکبیری- هادییساقی- محمدعلیبهشتی آقای اکرامی: نام داستان قضاوت گونه است و در ذهن نمیماند - قضاوت در داستان ظهور دارد - زبان اثر داستانی نیست - اثر کش دار و طولانی بود. تغییر راوی در اثر به کیفیت ضرر زده است. آقای محسن قائمی: زبان داستان در حال رشد است - راوی در داستان از حالت روایت به قضاوت ختم دست زده است - عدم وجود روابط علّی و معلولی در شخصیتهای داستان- روایت برخی اوقات دانای کل می شد. آقای کبیری: تغییر راوی نامأنوس است - در این اثر اندرز و پند در قالب تعابیر بیداد آقای یساقی: از مختصات راوی در این اثر، وجود تعلیقی است که در خیلی آثار برجسته به علت استفاده از چنین راویی بوجود میآید - اطلاعات درست چینش شده بود - روانی زبان بسیار ساده شده است و سطح کودکانه را تداعی میکند. آقای بهشتی: زبان روان از خصوصیات نویسنده است اما بیان ریزه کاریها مخاطب را ملالآور میکند - این نحوه از روایت به نظر من جالب نبود، شاید دانای کل در این داستان موثرتر و قابل باورتر بود. آقای مشهدی: راوی به نظر من اول شخص است و دوم شخص نیست، در حقیقت راوی تک گوئی می کند، آنهم یک شیء غیر جاندار که شخصیت پیدا کرده بود. علت و معلول در داستان خوب است. آقای روح الله قائمی: صحنهها خوب بود و مخاطب را میکشاند تا حادثهی اصلی اما در ادامه تکرار زیاد صحنهها و تصاویر خواننده را خسته میکرد – رابطهی علّی و معلولی در برخی
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هفدهم بهمن 1388ساعت 10:58 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
عنوان جلسه : بررسي و نقد فيلم ادوارد دست قیچی اثر تيم برتون زمان جلسه :15 بهمن 1388 در ابتداي بيست و يكمين جلسه حلقه ، خانم تلگردي با معرفي كتاب « مقدمه اي بر مباني شخصيت پردازي در سينما (بررسي ساختار ،تجلي و ابعاد شخصيت دراماتيك)، تاليف سيد مجيد امامي» پيرامون اهميت نور در سينما و چگونگي آن توضيحاتي را ارائه نمودند . پس از آن دبير حلقه در معرفي تيم برتون ، شخصيت و آثارش اظهار داشت : برتون،کارگردان ، نویسنده و طراح آمریکایی که بیشتر به خاطر سبک شخصی و نامتعارف آثارش شناخته می شود در فیلمهایش تصاویری از سگ های مرده ، دلقک ها ، گوسفندها ، درخت های پیچ و تـاب دار، مترسک ها ، پروانه ها و همچنین مو قرمزها را به نمایش می گذارد.در اکثر فیلمهایش یک صحنه شام وجود دارد. از سایه ها برای ترساندن و شوم جلوه دادن استفاده می کند. کاراکترهای اصلی فیلمهای او اغلب غریبه و خجالتی هستند و چهره ای رنگ پریده با موهای متلاطم دارند درست مثل خودش. او در 1990 با همکاری کارولین تامپسون،« ادوارد دست قیچی » را نوشت و کارگردانی کرد که آغاز همکاری او با جانی دپ بود . دپ در اين فیلم ، نقش ادوارد را بازی کرد که توسط یک مخترع پیر و عجیب (با بازی وینسنت پرایس که اتفاقاً آخرین نقش آفرینی او قبل از مرگش بود) ساخته شده بود. ادوارد شبیه انسان ها بود ولی هنوز تکمیل نشده بود و به جای دست ، قیچی های تیز و برّنده ای داشت... وینسنت پرایس در اولین اظهار نظرش درباره فیلم گفت: « تیم برتون همان ادوارده». دنی الفمن در مورد او گفته : « فکر می کنم اگر شخصیت ادوارد ( دست قیچی) و ژوکر(بتمن) را در هم آمیزید ، تصویری کامل از تیم برتون نصیبتان می شود.» ويكي از دلايل انتخاب اين فيلم براي بحث در حلقه نيز همين نكته است . برخي آثار برتون عبارتند از : وینسنت ، فرانکن ویـــنی ، ماجرای بزرگ پی – وی (1985)، آلفرد هیچکاک تقدیم می کند (البته فقط اپیزود کوزه را کارگردانی کرد) ، بیتل جویس ( 1988) ، بتمن (1989) ، ادوارد دست قیچی (1990)، اد وود (1994) ، مریخ حمله می کند! (1996) ، اسلیپی هالو ( 1999) ، سیاره میمون ها (2000) ، ماهی بزرگ (2003) ، چارلی و کارخانه شکلات سازی (2005) و عروس مرده (2005)، سوئینی تاد (2007)و . . . پس از آن هريك از اعضا به بيان نظر خود پرداختند . خانم صفري: خصوصيت ظاهري ادوارد باعث مي شود ديگران در مورد او بد قضاوت كنند . اما او با اينكه انسان نيست بسيار انسان دوست است وسعي مي كند انسان ها را به آرمان هاي بزرگ دعوت كند . در حالي كه اطرافيان او را پس مي زنند٬ او خسته و دل شكسته به تنهايي تاريك خودش باز مي گردد . دليل اين بازگشت تنها به خصوصيت ظاهري او خلاصه نمي شود بلكه اين خود اوست كه تصميم مي گيرد برود ، ادوارد از زندگي در شهر خسته شده حتي با اينكه عاشق شده بازهم از رفتارهاي اطرافيانش منزجر است و چيزي كه بيش از دستهايش درد آور است و او را رنج مي دهد دروغ ، كينه و دورويي انسان هاست ، خانم خدادادي : به نظر من ادوارد نمونه و سمبلی از کشور های جهان سوم است. در مقابل مردم شهر ، نمادی از کشورهای سلطه طلب و استعمارگر و توسعه یافته هستند . ادوارد هر چند با وجود نقص و کمبودش کمی ترسناک و شگفت انگیز است ولی باطنی پاک ، آرام وصلح طلب دارد. مردم از او برای منافع خويش استفاده مي كنند و ادوارد تا زمانی خوب است که خویشتن خویش را در آداب و رسوم و اعتقادات آنها مخفی کند و زمانی كه با روش آنها که همان دروغگويی و فریبکاری است مخالفت مي كند ، انگشت اتهام به سمت او قرار ميگيرد و به عنوان مخل امنیت باید از بین برود. خانم صديقي: به نظر من كارگردان در اين فيلم خيلي جالب و غير مستقيم نگاه ديني خود را به تصوير كشيده است. نگاهي متفاوت به يكي از اعضاي بدن ما كه رابطه اي مستقيم با زندگي كردن دارد و هرگونه نقص در آن از حركت ما مي كاهد . ولي كارگردان فيلم خيلي ماهرانه به اين نكته اشاره دارد كه اگر واقعا انسانها به جاي دست قيچي داشتند چه مي توانستند انجام بدهند و ما را متوجه خالق هستي مي كند. خانم تلگردي : نماي قصر در همان لحظات ابتدايي فيلم ، وحشت را به ببننده القا مي كند . آرامش تصنعي شهر ، تعدد رنگها و سعي مردم در همراه كردن ادوارد با اين مسير نشان از تلاش دائمي انسان ها در پنهان كردن واقعيت در وراي رنگها دارد . خانم دليري:مطابق نظر برخی صاحب نظران ادوارد طبق آموزه هاي مسيحيت از جهات متعدد شبيه حضرت مسيح (ع) ميباشد : همانطور كه متن انجيل ٬ سخنهاي حواريون پيرامون حضرت عيسي (ع) براي نسل دوم مسيحيان است ، داستان زندگي ادوارد هم توسط مادربزرگ براي نسل بعد تعريف ميشود . ادوارد همچون مسيح فردي است متفاوت با ساير انسانها كه پس از علم آموزي از خالقش به ميان مردم آمده ، چگونه بهتر زيستن را به آنان مي آموزد ، زندگيشان را دچار تغيير ميكند و واكنش هاي متفاوت مردم همچون احتياط، اهانت ، ترس و ايمان را درك كرده و سپس آنها را ترك مي كند و در حالي كه مردم گمان مي كنند مرده است ، به زندگي خويش ادامه ميدهد. پس از آن اين سؤال مطرح شد كه آيا كارهاي ادوارد ، مهرباني و از خودگذشتگي اش امري اختياري بود يا او طبق آموزه ها و سرشتش عمل مي كرد و اعضا در مورد آن به بحث و بررسي پرداختند . در دقايق پاياني يكي از داستانهاي كوتاه برتون از كتاب « مرگ وحشتناك پسرك صدفي و داستانهاي ديگر» قرائت شد . در اين جلسه خانم ها تلگردي ، خدادادي ، دليري ، صادق زاده، صديقي ، صفري ، عبديان و نصرتي حضور داشتند . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 2:44 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
زمان جلسه : پنجشنبه 1388/11/08 بیستمین نشست حلقه ی سینمای خواهران با حضور مدرس ، کارشناس و منتقد سینما آقای سید کاظم علوی برگزار شد. ایشان در این نشست به دو بخش تولید و محتوا در سینما و لوازم هر یک اشاره کردند و لازمه تاثیر گذاربودن یک فیلم را باور قلبی سازنده به پیام فیلم دانستند چرا که به قول ارسطو "محاکات بدون همذات پنداری امکان ندارد". در بخش پرسش و پاسخ ،در پاسخ خانم صفری که « آیا می توانیم سینمای دینی داشته باشیم و چطور؟» بیان داشتند : قطعا می توانیم و دلیل حضور ما در این عرصه نیز همین است البته مشکل است و این سختی در فهم سینما است . سپس ضمن صحبت در مورد برخی کارگردان ها ی مطرح سینما و سیر فیلم سازیشان فرمودند: آنچه هنگام ورود به عرصه سینما حائز اهمیت است تضادها و تغییرات درونی و شک در باورها و اعتقادات فرد می باشد چراکه انعکاسش در آثار سبب انتقالش به مخاطب می گردد، گرچه تغییرات ظاهری نشان از تغییرات درونی دارد ولی خطرناک نیست . در تایید نظر خانم صادق زاده و دلیری که لازمه ی فیلم دینی تظاهر به دین و استفاده از نمادهای دینی در فیلم نیست پس از معرفی چند فیلم موفق دینی بیان کردند رمز موفقیت این فیلم ها گنجاندن مفاهیم دینی در لایه های درونی فیلم می باشد. ایشان ضمن پذیرش صحبت خانم برادران که معتقد بودند " آنچه مهم است بیان هنری پیام است حتی اگر تظاهر به دین و استفاده از نماد های دینی در فیلم مشهود باشد" فرمودند : این تظاهر از تاثیر پیام می کاهد. در این جلسه خانمها برادران ٫ تلگردی ٫ خدادادی ٫ دلیری ٫ صادق زاده٬ صدیقی و صفری شرکت داشتند . |
||
|
+
نوشته شده در جمعه نهم بهمن 1388ساعت 11:29 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 4/11/88 داستان فرمانده اثر آقای اکرامی (در ادامه ی مطلب) حاضران آقایان: محسن قائمی نیک، هادی یساقی- جواد اکرامی- سید علی حیدری- رضا وحید- مهدی کبیری- علی مشهدی- روح ا.. قائمی نیک. اقای حیدری: زبان ساده و روان- ورود و خروج و نیز کلیه مراحل اثر نیاز به پرداخت دارد. وجود تمام افراد در غالب تیپ است نه شخصیت، در نتیجه باعث پیش داوری می شود- داستانی نبودن اثر و داشتن برخی تعابیر نامانوس. آقای وحید: نویسنده سعی دارد اثری خلق کند که مخاطب نتواند با آن ارتباط برقرار کند. ابهامات شخصیتی، زمانی مکانی و... با توصیفات شاعرانه شروع و با دیالوگهای نمایشنامه ای تمام شده است. آقای کبیری: مشکل اصلی اثر بحث زبان آن است. پرداختی بسیار سطحی و با زبانی متغیر روبرو هستیم. تعابیر کلیشه ای و تکراری- وجود تعلیق یکی از محسنات اثر است که باعث کشاندن مخاطب تا حل گره می شود. شماره گذاری معنایی ندارد. آقای مشهدی: همراهی مخاطب در قسمتهای مختلف چون فیلمهای چند اپیزودی. عدم وجود تصاویر از مکانها و شخصیتها- تعلیق در اثر خود ابهام و تعلیق دارد. عدم وجود حادثه در اثر- اسم خوبی ندارد. آقای محسن قائمی: عدم توجه به اینکه مخاطب بایستی مفهوم را درک کند- یک نوشته شخصی است و حتی کسانی هم که آشنا با فضای جنگ و... باشند زیاد نمی توانند ارتباط برقرار کنند – برخی تعابیر شاعرانه و اسطوره گونه در اثر داستانی جائی ندارد- مشکل نگارشی. آقای یساقی: عدم وجود سیر منطقی در قسمتهای مختلف و شمارگان اثر- شروع بسیار بد و اذیت کننده و جملات طولانی- عدم درون مایه قوی- روای دانای کل که معمولا دیگر به این صورت استفاده نمی شود. آقای روح ا.. قائمی: داستان سریع نوشته و کم بازنویس شده است- تعابیر کلیشه ای و حتی مفاهیم کلیشه ای مخاطب را به شدت آزار می دهد. ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه هشتم بهمن 1388ساعت 17:45 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 27/10/88 مروری بر داستان ایرانی استاد مدعو: آقای حسین لعل بذری حاضران: آقایان محسن قائمی- رضا وحید- سیدعلی حیدری- رضا یوسفی- رضا رضائی- محمدعلی بهشتی- محمد کبیری- روح ا... قائمی- جواد استادی- هادی یساقی- علی مشهدی- محمدعلی خاکی- گلمکانی اهم مباحثی که آقای حسین لعل بذری در این جلسه بیان فرمودند: - قصههای قبل از ورود ادبیات به شکل امروزیش در این همان نثرهای ادبی بوده است که مثالهایی چون گلستان و کلیله و دمنه و ... می توان زد. - در ادامهی سیر تاریخی داستان میبایست گفت: جمالزاده و صادق هدایت با توجه به تاثیرگذاری آنها - خصوصاً هدایت - حضور معنوی در سبک داستان نویسی اکنون، نیز دارند. - بزرگ علوی: ساده نویسی، استفاده از اصطلاحات عوامانه و ... انواع آثار: الف- رمانتیک و تخیلی ب- شکوفائی و درون مایه های قوی ج- سرخوردگی و خاطره پردازی در غالب آثار حسّ وطن پرستی خانواده ای اصیل و سیاسی و توانمند تحصیل در آلمان معلمی در شیراز استخدام در هنرستان صنعتی هنر آشنائی با هدایت و ارتباط عمیق فراز و نشیب شدید سیاسی مانند کودتای 28 مرداد تا انقلاب در آلمان شرقی و استادیاری و سپس استادی زبان فارسی در آلمان - صادق چوبک: متاثر از ادبیات آمریکا نگاه ناتوریالیستی (توجه به زشتی ها) شکستن حرمت کلمات و مفاهیم توجه به اقشار عقب مانده شده قدرت بالای تصویرسازی و دقت در جزئیات صراحت و رک گویی پدری تاجر و استخدام در فرهنگ (آموزش و پرورش) سیال ذهن (در سنگ صبور) اوّلین کوتاه نویسان ایرانی - جلال آل احمد: شاخصه مهم او نثر اوست جملات کوتاه و بریده بریده شاخصههای خاص قواعد فارسی خانواده ای مذهبی و اشرافی تحصیل دبیرستان به طور مخفیانه از دید پدر در مدرسه ای شبانه فضای سیاسی بسیار شدید و متاثر از آن فاصلهگیری از فضای دین ولی بازگشت به سلوک عرفانی شناسائی جلال بیشتر در اثر مقالات روشنفکرانه و سیاسی، ا جتماعی همسر سیمین دانشور حضور در حزب توده خروج از حزب و گوشه گیری حضور مجدد سیاسی با طرفداری از مصدق سال 42 ملاقات با امام خمینی (ره) فوت در سال 48 در گیلان - تاثیرات جلال: معرفی آثار هنری غربی معرفی شعر نیمائی و گسترش آن تاثیر بر نویسندگان بعد خود انتشار مقالات مختلف سیاسی و اجتماعی ساده نویسی و نزدیکی به لحن مردم 1387 جایزه ادبی جلال شکل گیری ادبیات متعهد
|
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 17:11 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
عنوان جلسه : بررسي و نقد فيلم جيب بر اثر برسون زمان جلسه : اول بهمن 1388 در ابتداي نوزدهمين نشست حلقه تبليغي سينماي خواهران ٬ دبير حلقه در معرفي برسون ، شخصيت و آثارش اظهار داشت : سبك خاص برسون ، استفاده از نابازيگران در قالب مدلهاي انساني ، تأكيد بر اشياء و طبيعت بي جان ، استفاده مؤثر از عنصر صدا و حذف حشو و زوايد و پيرايه ها و رسيدن به نوعي سادگي است كه مختص برسون است و اين سادگي به فضاي معنوي فيلم هاي برسون قدرتي دو چندان مي دهد . روبربرسون (1906-1999 فرانسه ) ترجيح مي داد آثار اوليه اش را ناديده بگيرد و شروع كارنامه ي سينمايي اش را "فرشتگان گناه " (۱۹۴۳) مي دانست كه نخستين فيلم بلند داستاني اش بود . اين فيلم جزو معدود آثار برسون است که در آن از بازيگران حرفه اي ، ديالوگ هاي تصنعي ، و موسيقي متن مخصوص فيلم استفاده کرد . عناصري که در کارهاي بعديش بشدت از کاربرد آنها پرهيز نمود . پس از آن به ساخت فيلمهاي متعددي پرداخت كه عبارتند از : بانوان جنگل بولوني (۱۹۴۵) ، خاطرات يك كشيش دهکده (۱۹۵۰) ، يك محكوم به مرگ گريخته است (باد هرجا بخواهد مي وزد) (۱۹۵۶) ، جيب بر (۱۹۵۹) ، محاكمه ي ژان دارك (۱۹۶۱) ، ناگهان بالتازار (۱۹۶۶) ، موشت (۱۹۶۷) ، زن زيبا (۱۹۷۱) ، چهار شب يك روياپرداز (۱۹۷۱) ، لانسلو دولاك (۱۹۷۴) ، شايد شيطان (۱۹۷۷) ، پول (۱۹۸۳) . برسون در هجده دسامبر1999(30آذر1378) در گذشت . پس از آن يكي از اعضا به ارائه خلاصه اي از فيلم پرداخت :ميشل جوان تنهايي است كه جيب بري مي كند اما به زودي دستگير مي شود . به علت كافي نبودن مدارك ، پليس نمي تواند او را مدت زيادي در بند نگه دارد . ميشل دوباره آزاد ميشود وبه دزدي ادامه مي دهد . در حالي كه بازپرس پليس با شنيدن ديدگاه هاي او يقين به مجرم بودنش دارد . مادر ميشل ميميرد و او براي مدتي به انگلستان ميرود . چند سال بعد ميشل برمي گردد و باز جيب بري مي كند و به زندان مي افتد . سپس اعضاي جلسه به گفتگو و بيان ديدگاههاي خود پرداختند . در پايان جلسه نيز بر ارائه مقاله و آثار و نيز حضور اعضا در جلسه هفته آينده با حضور ميهمان ويژه تأكيد شد . در این جلسه خانمها برادران ٫ تلگردی ٫ خدادادی ٫ دلیری ٫ صادق زاده٬ صدیقی ٬ صفری و عبدیان شرکت داشتند . ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در جمعه دوم بهمن 1388ساعت 12:56 توسط دبیر حلقه
|
|
||