|
|
|
|
|
عنوان جلسه : بررسي و نقد فيلم سرگیجه اثر آلفرد هیچکاک زمان جلسه :20اسفند 1388 دربيست و چهارمين جلسه حلقه ، که خانم صفری اداره آن را به عهده داشتند، اعضا به نقد و تحليل فيلم سرگیجه و بيان نظرات خود پرداختند . خلاصه فیلم:کاراگاهی در حین تعقیب متهمی به دلیل ترس از ارتفاع دوست همراهش را از دست می دهد و از آن پس از بلندی ترس دو چندان پیدا می کند . به همین دلیل از اداره پلیس استعفا می دهد . یکی از دوستان دوره ی دبیرستان با کاراگاه ارتباط برقرار کرده و از او می خواهد مشکلش را حل کند .دوست کاراگاه معتقد است همسرش دچار یک بحران روحی شده و قصد خودکشی دارد... . خانم صفری : این فیلم نیز مانند بسیاری از آثار هیچکاک مورد بی مهری قرار گرفت و فقط در دو رشته طراحی ,صحنه و صدا کاندیدای اسکار شد . سرگیجه همچنین جوایز مهمی از انجمن منتقدان فیلم نیویورک و جشنواره سن سباستین گرفت .با گذشت زمان منتقدان به ارزش این فیلم پی بردند به طوری که سال ها بعد کارگردان ها ی موج نو فرانسه از آن به عنوان بهترین فیلم کلاسیک یاد کرده اند. فیلم با عنوان بندی نامتعارف و موسیقی دلهره آور "برنارد هرمان"شروع می شود هم عنوان بندی و هم موسیقی روی آن به تمام معنا سرگیجه آور هستند. مارتین اسکورسیزی درباره ی موسیقی متن هرمان گفته :موسیقی او مانند گرداب گسترش می یابد و شما را با خود همراه و در نهایت غرق می کند. سرگیجه بر اساس رمان "از میان مردگان"نوشته "آلوب نارشراک" ساخته شده اما تفاوتی اساسی در رمان و فیلم وجود دارد که آن را عینا از زبان هیچکاک آورده است. ریتم فیلم خیلی کند است و برای مخاطبان نسل امروز کسل کننده است .فیلم در زمان خودش زیبا و جذاب بوده اما برای عصر کنونی داستان آن لو رفته تلقی می شود و فیلم ها یی با سوژه این چنینی بسیار است. خانم خدادادی:سرگیجه یکی از بهترین فیلم های کلاسیک است .علاوه بر محتوای جذاب و دلهره آور آن یک جزوه کامل آموزشی برای یادگیری تکنیک های سینمایی است که تمام مباحث اصلی و اولیه تکنیک از جمله زوم ,فید اوت ,دیزالوو....در آن آمده است .علاوه براین هیچکاک نو آوری های تکنیکی زیادی را برای ایجاد حس دلهره و سرگیجه انجام داده است که حین زوم کردن دوربین را با دستش به عقب می کشیده است. خانم صدیقی:فیلم جالب و زیبا بود و دلهره در فیلم پر رنگ تر از غافلگیری بود که این دلهره از ابتدا تا انتها یک لحظه هم مخاطب را رها نمی کند. خانم برادران:فیلم بسیار خوش ساخت است و مخاطب را درگیر میکند هرچند بازیگر نقش اسکاتی به خوبی از عهده ی نقشش بر نمی آید و ما او را بیشتر در فیلم های وسترن دیده ایم .حذف صدا و افکت های اضافی برایجاد حس دلهره کمک کرده است. خانم صادق زاده:داستان و سوژه فیلم خوب است .در مقایسه با فیلم های کلاسیک آن دوره سرگیجه یک شاهکار به حساب می آید .کارگردان سعی می کند مخاطبان خود را همچون اسکاتی دچار سرگیجه کند و قدم به قدم با خویش راه ببرد.
در اين جلسه خانم ها برادران ، خدادادي ، صادق زاده، صديقي ,صفري و نصرتی حضور داشتند . |
||
|
+
نوشته شده در شنبه بیست و دوم اسفند 1388ساعت 8:4 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
گزارش حلقه داستان نویسی خواهران جلسه ۲ ۱۷-۱۲-۸۸ حاضران در جلسه: خانمها شفیعیان، کبری نصرتی، اکرم نصرتی، جعفری، محمدی، باخرد، جهان گشته، سیدی، نورانی، قریشی، نظری و عظیمی در این جلسه جناب آقای قائمی نیک در جلسه حاضر شدند و با توجه به داستان هایی که خواهران در جلسه قبل نوشته و آورده بودند به بیان کلیاتی درباره داستان نویسی و تکنیک های اساسی آن پرداختند که مهم ترین بخش های آن در زیر می آید: - در داستان های خواهران حادثه وجود نداشت. حادثه شرط اصلی داستان شدن یک نوشته است، باید در مسیر شخصیت پردازی داستان، حادثه ای رخ دهد (با توجه به اینکه ما تاکید داریم که نگاه شما به داستان کلاسیک باشد) علاوه بر این باید انتهای داستان، مطابقتی با ابتدای آن داشته باشد. - بعضی از خانم ها داستان را از زبان جنس مخالف بیان کرده بودند، این یک کار حرفه ای و دشوار است که لازمه آن آشنایی بسیار با عناصر داستان است. سعی کنید از زبان خودتان و از تجربه های شخصی خودتان بنویسید. - نویسنده نباید احساساتی شود. احساسات را انتقال دادن با احساساتی شدن بسیار فرق می کند. باید طوری بنویسید که حس را انتقال دهید و نه اینکه صرفا به بیان احساسات خود بپردازید. نباید به دنبال این باشید که خواننده را تحت تاثیر قرار دهید. مخاطب را عاقل و مختار فرض کنید. - مساله ی شخصیت پردازی داستان، علاوه بر آدم ها، در اشیا، مکان ها و زمان ها نیز مصداق دارد. مثلا در شخصیت پردازی انسان باید به خواننده، حداقل هایی از ظاهر و خلق و خوی شخصیت داد. - داستان کوتاه، شما را در تکنیک قوی می کند و رمان، سواد شما را افزایش می دهد. - داستان کوتاه را حداقل باید ۱۲ بار بازنویسی کرد. پرسش و پاسخ: عظیمی: ملاک موفقیت ادبیات داستانی چیست؟ آقای قائمی نیک: ۱- این که در هر کجای دنیا قابل درک باشد و به خوبی از فیلترهای ترجمه عبور کند. ۲- همه فهم باشد. داستان موفق لزوما با استقبال مخاطبین عام مواجه نمی شوند. هر چه سطح سواد و درک نویسنده بالا برود تبدیل به انسانی خاص تر می شود. لذا مخاطبان او نیز خاص تر می شوند. ۳- این که حاوی گزاره هایی جهان شمول باشد. خانم سیدی: کدام یک از نویسنده های ایرانی را موفق تر می دانید؟ آقای قائمی نیک: ادبیان داستانی ایرانی اصلا وجود ندارد. آنچه در ایران داریم در واقع ایرانی شده ی مکاتب داستان نویسی غربی است. ولی داستان ایرانی داریم. همانند چوبک، گلشیری، هدایت و در فضای دینی امثال آقای سرشار. خانم نصرتی: در داستان، توصیف بهتر است یا تصویر؟ آقای قائمی نیک: هر چه تصویر بیشتر باشد بر زیبایی و سطح اثرگذاری داستان می افزاید. اما در توصیف چون قضاوت وجود دارد، سطح کار پایین می آید. خانم شفیعیان: جه نوشته هایی خلاقیت را افزایش می دهد؟ آقای قائمی نیک: داستان های آمریکایی. هر جا محدودیت وجود داشته باشد خالاقیت بروز می کند. روشن فکران در جامعه ی آمریکا در اقلیت هستند و لذا به شدت به خاطر تنهایی و درک نشدن تحت فشار قرار دارند و به همین خاطر خلاقیت در آنجا بروز می کند. برای جلسه بعد قرار بر این شد که خواهران داستان "شنل" را به دقت مطالعه کنند و داستانی با موضوع "ماشین خریدن" بنویسند. ضمنا در ایام عید نیز باید کتاب "دنیای سوفی" را مطالعه کنند و هر کدام یک وبلاگ شخصی داشته باشند. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم اسفند 1388ساعت 17:43 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 16/12/88 داستان گورستان گیلاس اثر آقای مهدی کبیری (در ادامه مطلب) حاضران: آقایان جواد اکرامی- محمد علی خاکی- سید علی حیدری- مهدی کبیری- محسن قائمی نیک- رضا رضائی- رضا یوسفی- رضا وحید- هادی یساقی- روح ا... قائمی نیک- اسلامیفر- مشهدی آقای حیدری: نام خوبی برای داستان نیست چرا که گورستان قدمت را به ذهن می رساند بعلاوه آنکه یک قبر اسم گورستان نمی تواند باشد- برخی قسمتها روال منطقی حفظ نشده است. عنصر زمان خوب کار شده است- اثر دارای ایهامی خوب است که ولی خوشبختانه از ابهام به دور است- از دایره واژگانی خوبی در این اثر استفاده شده است. آقای خاکی: الگوبرداری از داستاهای ایرانی و همزمان برخی نمونه های خارجی مخاطب را دچار سردرگمی می کند. آقای اکرامی: استفاده از تصاویر جزئی از ویژگیهای آثار آقای کبیری است- برخی قسمتها روال منطقی در پیش ندارد- برخی جملات شعاری، استعاری و غیر قابل باور برای اهالی روستاست. آقای اسلامی فر: برخی جملات خیلی زیبا بود ولی برخی جملات دچار یکنواختی دیالوگی یا رسمی نیست. آقای یساقی: من برعکس بقیه دوستان معتقدم برهم ریختگی عجیبی در این اثر وجود دارد- شخصیتهای زیاد و غیر پرداخت شده در یک اثر به این اندازه نمی گنجد- وجوه رمانتیک و بیان احساسات باعث جذابیت اثر شده است- پراکندگی تصاویر و صحنه ها باعث پاره شدن سیر داستان شده است- راوی مخلوط شده است و اول شخص خطابی و منولوگ غاطی شده است- انتهای اثر بسیار ابهام دارد و پرداخت بسیار ضعیفی دارد. آقای وحید: همین قدر که نویسنده توانسته است صحنه هائی را کنار هم بنشاند که ارتباطی با هم ندارد هنری است که ما در این اثر می بینیم- برخی جملات شعرگونه از سطح کار کاسته است- نام اثر نیز دچار اشکال است- خطی در داستان وجود ندارد و ابهام ایجاد می کند. آقای یوسفی: نام اثر دچار مشکل است و شروعی ناهمگون در زمان و مکان دارد- ترس از انتخاب جملات در اثر دیده می شود. آقای رضائی: کش دار بودن اثر و عدم تمرکز در سوژه باعث کندی اثر شده است و مخاطب را خسته می کند. آقای محسن قائمی نیک: به نظرم نام اثر بد نیست- سیر غیر خطی در داستان غیر منطقی بودن اثر را باعث نمی شود- پیچیدگی در اثر به علّت کاستهای بی مورد و یا عوض شدن بیمورد راوی است. آقای مشهدی: شروع خوبی داشت ولی با تغییر راوی مشکل اثر بوجود می آید- بهتر است نویسنده اوّل به داستان و سبک کلاسیک تسلط پیدا کند. آقای روح ا... قائمی نیک: این اثر یک احساس خوبی شاید برای مخاطب دارد ولی فقط یک حس است- بهتر بود به جای تلاش برای استفاده از جملات زیبا و بدیع بیشتر به ایجاد لایه در مفاهیم زیرین اثر پرداخته می شد.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هجدهم اسفند 1388ساعت 15:1 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
دوشنبه ۱۰-۱۲-۸۸ حاضران در جلسه: خانم ها: محمدی, جعفری, نصرتی, جهان گشته, نظری, قریشی, نورانی, سیدی, شفیعیان, سجادی و عظیمی در این جلسه هر کدام از اعضا داستان هایشان را خواندند و دیگران در حد معلوماتی که درباره ی مولفه های داستان داشتند به نقد آثار دوستانشان پرداختند. در این جلسه داستان های خواهران محمدی, جعفری, جهان گشته, سیدی, شفیعیان و عظیمی قرائت گردید که برایند نظرات دوستان درباره ی این داستان های در ذیل می آید: داستان خانم محمدی: داستان خانم جعفری:
داستان خانم جهان گشته:
داستان خانم سیدی:
داستان خانم شفیعیان: اکثریت اعضا: بسیار غافگیر کننده بود.نصرتی: فضا سازی خوبی انجام شده بود. عظیمی: از ابتدای داستان فضای ابهام را به خوبی حاکم کرده به طوری که خواننده را به دنبال خود می کشد. داستان خانم عظیمی: به دلیل اتمام وقت جلسه از نقد محروم ماند. |
||
|
+
نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند 1388ساعت 22:3 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
یکشنبه 2/12/88 مجموعه داستانهای آقای مهدی کبیری (دفاع مقدس) حاضران: آقایان رضا وحید- رضا رضائی- مهدی کبیری- محسن قائمی- روحا... قائمی- علی مشهدی- سید علی حیدری- جواد اکرامی آقای حیدری: این مجموعه تقریباً دارای یک درون مایهی واحد هستند- داستانکهای این مجموعه با جرقهای شروع و بعضاً با فلشبکی همراه شده است- معمولاً نامها خوب انتخاب جز یکی دو مورد شده است - غرابت دید در این مجموعه وجود دارد که باعث تازگی در این آثار شده است- نگاه مثبت و خوشآیندی در تمام این مجموعه مقداری از انسانی بودن مفاهیم و درون مایههایی قابل قبول دور کرده است. آقای مشهدی: در داستان «تارهای قهوهای» ابهام شخصیت وجود دارد- داستان «ما هم شدیم دکتر آقا اشکان» انسجام در حول یک محور نیست برعکس داستان سالار- داستانک یا همان مینی مال در این مجموعه دیده می شود. آقای اکرامی: تعلیق و غرابت دید، آستانههای نسبتاً خوب و برعکس اکثراً پایانههای ضعیف، شخصیت پردازی بعضاً ضعیف، مصنوعی بودن و غیر منطقی و عدم ارتباط علّی معلولی در برخی جاها و در نهایت در تمثیلها و تصاویر همه جا مشخص نیست و ابهام وجود دارد- قضاوت و سفارشی بودن از دیگر سو نقطه ضعفهای این مجموعه شده است. آقای وحید: از جناب آقای کبیری بعید دیده میشد که بتوانند در محدودهای مشخص بنویسند ولی آنچه مسلم است محدودیت سوژهای و کلمهای باعث شده است از خلاقیّت و کیفیت خوبی برخوردار باشد. آقای محسن قائمی: داستانهای این مجموعه، همسان نبود و از کیفیاتی متفاوت برخوردار است- چون داستانک محدودیت کوتاهی جملات دارد، بایستی صرفاً به بیان حالات و شخصیتپردازی پرداخته میشود ولی در این مجموعه علی رغم کوتاهی به حوادث می پردازد- تغییر راویها در برخی جاها غیرمنطقی صورت پذیرفته بود. آقای روحا... قائمی: استفاده از تیپ در مینیمالها باعث میشود که از محدودیت برای شخصیتپردازی کاسته شود- سوژههای از قبل مشخص شده و سفارشی باعث خلاقیت شده و زمینهی خوبی برای قدرت بخشی برای مهارت های نویسنده است.
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه نهم اسفند 1388ساعت 13:8 توسط دبیر حلقه
|
|
||
|
|
|
|
|
عنوان جلسه : بررسي و نقد فيلم آواز گنجشك ها اثر مجيد مجيدي زمان جلسه :6اسفند 1388 دربيست و سومين جلسه حلقه ، اعضا به نقد و تحليل فيلم آواز گنجشكها و بيان نظرات خود پرداختند . خلاصه فيلم : كريم در مركز پرورش شتر مرغ كار ميكند . فرار يكي از شترمرغ ها سبب اخراج او مي گردد . براي امرار معاش به عنوان پيك موتوري شروع به كار ميكند اما ورود به شهر و همراهي با آدمهاي مختلف و درآمد بيشتر سبب تحولاتي در او ميگردد كه بيان اين تحولات فيلم را جلو ميبرد ... خانم صفري : مجيدي كوشيده است به نوعي سادگي و ساده زيستي را بستايد . فيلم هجرتي است از شهر به روستا و مقايسه زندگي ساده و آرام روستايي با زندگي پر دغدغه شهري ، كه رويكرد مجيدي در اين مقايسه مذمت شهر و مدح روستاست و كريم با ورود به شهر تأثيرپذيري از شهر و تملق در او جلوه ميكند...شترمرغ در اين فيلم نماد هويت و فطرت پاك انساني است كه از ابتدا تا پايان كريم در جستجوي آن است ...يكي از زيباترين نمادهاي فيلم ، ريختن ماهي ها به روي زمين است . صحنه شاعرانه اي كه در زمينه سفيد ده ها ماهي قرمز ريخته مي شود كه در حال جان دادن هستند وتأثر و گريه بچه ها به دراماتيك كردن اين نماد اثري دو چندان بخشيده است. ..آب انبار كثيف ابتداي فيلم همان فطرت آلوده است كه در پايان زلال و پاك مي شود. ومأمني براي ماهي هاي قرمز كه نماد عشق هستند مي شود و كريم همان گنجشكي است كه در اتاق گير افتاده و در نهايت آزاد مي شود و فطرت گمشده او كه همان شترمرغ است باز ميگردد و كريم خودش را مي يابد .(ادامه مطلب ) خانم صادق زاده : این داستان زیبا و صمیمی در برخی موارد کلیشه ای شده و صداقتی را که درآثار پیشین مجیدی شاهد آن بودیم را از دست می دهد اما صحنه های قشنگی نیز داشت که شاید بتوان گفت به ماندگاری این اثر کمک می کند مثلا شروع فیلم و نحوه نوشتن (آواز گنجشکها ) آغاز فیلم با نشان دادن سر یک شتر مرغ در کادر و نحوه بر خورد کریم با آنها که انگار فرزندان خودش هستند و به همان مهربانی با آنها صحبت می کند و پایان فیلم نیز دقیقا با نوع برخورد شتر مرغ ها با کریم تمام می شود جایی که کریم پس ز اخراج شدن در جریان فرار یکی از شتر مرغ ها دوباره به سر کار بر می گردد این بار شتر مرغ ها هستند که به استقبال او می روند و شروع به رقص و خوشحالی می کنند و یک آن می بینیم که سر تمام شتر مرغ ها به یک سمت بر می گردد واین طور تداعی می شود که همه با نگاه به استقبال کریم رفته اند .به نظر من از این آغاز و پایان میتوان مفاهیم ارزنده ای برداشت کرد و صحنه گریه بچه ها هنگام ریختن ما هی ها روی زمین هم از دیگر صحنه هایی بود که به دلیل همان صداقت هرگز فراموش نخواهد شد (ادامه مطلب) خانم صديقي : به نظر من در هر کجا که باشیم زندگی جاری است در شهر در روستا و ... روزی انسان می رسد منوط به این که انسان به دنبال آن باشد و دست از حرکت وتکاپو بر ندارد وگاهي لازم است برای به دست آوردن آن مکان هایی را تجربه كند که تصویر درستی از آن ندارد و حتی اصول اولیه آن را نیز نمی داند مانند کریم که نمیداند میشود با موتور هم مسافر کشی کرد و یا حتی میتوان بار کشی کند.البته مجیدی در این فیلم ،بسیار زیبا به این نکته هم اشاره کرده است که انسان هر چند که خوب باشد ولی اگر لحظه ای غفلت کند چه بسا که راه را اشتباه کند و به خاکی بزند همچنانکه در این فیلم دیدیم که کریم وقتی از گروه موتور سواران جامانده بود وچون شب هم فرارسیده بود بار رابه منزل می برد وچون با استقبال زیاد خانواده رو به رو می شود لحظاتي شک میکند ودر برگرداندن بار دچارتردید می شود.از صحنه های بسیار زیبای دیگر این فیلم که صمیمیت و سادگی در آن موج میزند زمانی است که تخم شتر مرغ را به خانه می آورد وغذا درست میکند وهمه ي آن را بین همسایه ها تقسیم می کند .چه بسا این را می رساند که همان طور که تو در زمان عافیت به فکر دیگران هستی در زمان گرفتاری دیگران نیز به کمک تو می آیند. خانم برادران : آغاز نمادين فيلم سر شترمرغي در نمايي از آسمان صاف و آفتابي . گويا انسان هرچه باشد وهر كجا باشد هويتي آسماني و فرازميني دارد گرچه گاه براي احتياجات زميني خود هبوط كرده و به زمين مي نگرد . در نهايت باز هم هويت اصلي خويش را از زلالي و صافي آسمان مي گيرد و به زمين تنها نگاه ابزاري دارد براي رسيدن به مأمن اصلي خويش . خانم خدادادي : بسياري از كارگردانان سعي كرده اند در آثارشان فقر ، دلايل و پيامدهاي آن را يادآور شوند ولي مجيدي فقط از فقر كمك گرفته تا توجه مخاطب را به پيامهاي مهمتري جلب كند .در اين فيلم فراموشي بيداد ميكند . فراموشي آنچه هستيم ، فراموشي افرادي كه حومه شهر و روستاها را از بين برده اند .كريم فردي است فراموش شده در حومه شهر كه زندگي خود را با شترمرغ ها سپري ميكند و روزي ميطلبد اما گم شدن يك شترمرغ دليلي ميشود تا كريم دنياي فراموش شده شهر را تجربه كند و دنياي كوچك او با سپري شدن فيلم وسيع مي شود و افكارش نسبت به همه چيز تغيير مي يابد . خانم دليري : فيلم آواز گنجشكها بيانگر زندگي آدمياني است كه در اوج تنگدستي مهربانند و كريم . نشانه هاي توجه و لطف خدا به آنان روشن است و واضح . "توبراي كسب روزي حلال تلاش كن اما بدان روزي رسان خداست ". اين پيامي است كه مكرر ميتوان از زبان مجيدي در اين فيلم شنيد... زمان اخراج كريم هنگام غروب است . آفتابي كه با رفتنش جهان در ظلمت قرار مي گيرد اما بايد اين ظلمت را به اميد طلوعي ديگر گذراند همچون اين مرحله زندگي كريم كهبايد سختي هايش را به اميد گشايش تحمل كرد.(ادامه مطلب ) در اين جلسه خانم ها برادران ، خدادادي ، دليري ، صادق زاده، صديقي ، صفري ، عبديان حضور داشتند .
ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در شنبه هشتم اسفند 1388ساعت 14:22 توسط دبیر حلقه
|
|
||