|
|
|
|
|
یکشنبه ۱۹/۷/۱۳۸۸ حاضرین: آقایان سید علی حیدری- جواد اکرامی- محسن قائمی نیک- مهدی کبیری-
داستان تالپا از کتاب دشت سوزان اثر خوان رولفو آقای محسن قائمی نیک: رئال، سیاه و همراه با بیانی روشن و روان- راوی اوّل شخص که ذهنیاتش در داستان حضور دارد. آقای اکرامی: هماهنگی خوب بین راوی و زاویه دید- راوی اوّل شخص در انتقال احساسات تاثیر زیادی دارد- سوژه از انتها شروع شده است که این به خوبی، پردازش شده بود- ضعف این اثر، استفاده از دیالوگ هاست. آقای یساقی: از داستانهائی که از نویسنده تاکنون بررسی شده است، می توان نکات آموزشی خوبی آموخت- داستان زیارت و شفایافتگی سوژه ای است که می تواند الگوئی خوب برای خلق اثر باشد. آقای رضائی: دو عنصر مردن برادر و ارتباط راوی و زن برادر، خواننده را تا آخر داستان می کشاند- حضور دشت نیز در این اثر همراه با صفت سوزندگی آن نمایان است- شخصیت برادر، فردی مریض احوال است که خوب حس مریض را انتقال داده است. |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388ساعت 15:47 توسط دبیر حلقه
|
|
||